اینستاگرام کالج مدیریت را دنبال کنید
/ در مدیریت / توسط

تفکر راهبردی

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

تفکر راهبردی ، هرچند مفهوم تفکر راهبردی بیش از ربع قرن در نوشتارها و سوابق مطالعاتی وجود داشته است، اغلب به طور نامناسب به جای سایر جنبه های توسعه مسیر سازمانی همچون «راهبرد»، «مدیریت راهبردی» و «برنامه ریزی راهبردی» به کار رفته است. این مسئله از دو خاستگاه ناشی می شود: ۱ .تفاوت میان نظریه پردازان درباره چگونگی ایجاد راهبرد سازمان ها؛ ۲ .نبود تعریفی واضح درباره تفکر راهبردی در پیشینه نظری. بن(۲۰۰۵) خلا موجود در تعریف تفکر راهبردی را ناشی از درک نشدن این مفهوم جامع و توسعه محدود آن در میان رهبران سازمانی می داند.

تفکر راهبردی چیست؟

رویکردی است که بر اصول راهبرد، تفکر واگرا و خلاقانه برای خلق یک راهبرد ارزش آفرین تاکید می کند. بر این اساس، پیش از جنبه های فرایندی و روشی، به مثابه یک هنر به راهبرد می نگرد.

مفهوم تفکر راهبردی

در مطالعات مدیریت اینگونه مطرح شده است: «هدف تفکر راهبردی، بیان راهبردهای بدیع و خیال انگیز است که می توانند نقش های بازی رقابتی را بازتعریف کنند. درواقع، رویارویی با آینده بالقوه با شرایط کنونی بسیار متفاوت است» می توان این فهم از راهبرد را در سطوح مختلف سازمانی به کار برد؛ برای مثال، راهبرد شرکت به کل بنگاه یا راهبرد کسب وکار به محصول یا خدمتی خاص ارتباط دارد.

تفکر باید بر عمل باید پیشه بگیرد. با توجه به شرایط متغیر محیط، تغییرات آنی یا تدریجی مستلزم نفکر عملی است. فکر و عمل باید مکمل همدیگر باشند. تفکر راهبردی این مزیت را دارد. به این ترتیب، حل ابهامات، تجسمی از جهان پیچیده، زاییده آن است.

تفکر راهبردی در مقایسه با عملیات تفکر، طولانی تر، انتزاعی تر، مسئله گراتر (در مقابل مشکل گرا) است و اجرای آن به جای عمل، از طریق یادگیری انعکاسی است. سایر نظریه پردازان  دیدگاه های فردی را ترکیب می کنند و تفکر راهبردی را با اقداماتی همچون دیدگاه سیستمی، عزم راهبردی، فرصت جویی هوشمند، اندیشیدن در چارچوب زمان، رویکرد فرضیه و آزمون مطرح می کنند. تفکر راهبردی به مثابه شناسایی راهبردهای بدیل پایدار یا مدل های کسب وکاری است که به مشتری ارزش ارائه می دهد.

 

تفکر راهبردی

تفکر راهبردی – کالج مدیریت

ویژگی های مهارت تفکر راهبردی

دارای نگرش خلاق است

تفکر استراتژیک آینده‌ها و گزینه‌های بدیل متفاوتی را خلق می‌‌کند. ایده‌یابی و ایده‌پردازی خاصیت درونی تفکر استراتژیک است.

دارای نگرش سیستمی است

تفکر‌استراتژیک نگاهی عقاب‌گونه دارد و محدود و مقید به یک واحد یا یک سازمان نیست. این نگاه عقاب‌گونه نقطه مقابل نگاه مرغ خانگی است. مرغ خانگی فقط پیرامون خود را می‌بیند توجهی به زمین‌های مجاور (متغیرهای دیگر) و تأثیر همسایگان (رابطه بین متغیرهای مختلف) ندارد.

 دارای نگرش انتقادی است

تفکر‌استراتژیک نگاهی موشکافانه و پرسش‌گر دارد. این نگرش منجر به این می‌شود که چارچوب‌های فکری و مدل‌های ذهنی جاری شکسته شود و افق‌های جدیدی پیش‌روی‌مان قرار گیرد.

 تفکر استراتژیک، تفکر ترکیبی است

تفکر‌استراتژیک هم از داده‌های سخت (آمار و اطلاعات و تحقیقات) استفاده می‌کند و هم از داده‌های نرم (ایده‌ها، بینش‌ها، تمثیل‌ها، قیاس‌ها).

 در جست‌وجوی دائمی منافع بالقوه استراتژیک است 

تفکر‌استراتژیک زمان و مکان دارد و همیشه در جست‌و‌جوی تأثیرگذاری بر نتایج کلیدی عملکرد است.

 تفکر استراتژیک تجربه‌گرا-نتیجه‌گرا است

تفکر‌استراتژیک نه در دام عمل‌گرایی کور می‌افتد و نه به ایده‌آل‌گرایی رویایی معتقد است. عمل‌گرایی کور یعنی بدون اندیشه دست به عمل بزنیم و ایده‌آل‌گرایی یعنی برای هر حرکتی به دنبال طرح دقیق، جزئی و کاملاً بهینه باشیم. اولی به هر چه باداباد منتهی می‌شود و دومی به ناکجاآباد! این مفهوم رویکرد تجربی-آزمایشی را اتخاذ می‌کند و با مبادرت به تجربه‌های کوچک و کنترل شده هدفمند (یعنی همان آزمایش) به برداشت‌ها و پنداشت‌های جدید از محیط می‌رسد.

 تفکر استراتژیک خاصیتی غیرمتوازن دارد

تفکر استراتژیک به جای آن تخصیص متوازن و همسان توان و توجه میان حوزه‌های مختلف، رویکردی غیرمتوازن دارد. این مفهوم به جای پرداختن به همه فرآیندها فعالیت‌های کلیدی را انتخاب می‌کند؛ به جای پرداختن به همه مشتریان روی مشتریان اصلی متمرکز می‌شود؛ و به جای توجه به همه تکنولوژی‌ها فقط روی تکنولوژی‌های استراتژیک سرمایه‌گذاری می‌کند.

مینتزبرگ (۱۹۹۴)، یکی از پیشروان در زمینه مدیریت راهبردی، بیان می کند تفکر راهبردی نباید فقط واژه جایگزین برای هر مفهومی تلقی شود که زیرمجموعه مدیریت راهبردی قرار می گیرد. از نظر وی، برنامه ریزی راهبردی، تفکرراهبردی نیست، بلکه راهی خاص برای اندیشیدن با ویژگی های منحصربه  فرد است. وی در توضیح تفاوت بین برنامه ریزی راهبردی و تفکرراهبردی، برنامه ریزی راهبردی را برنامه ریزی نظام مندی از راهبردهای از پیش مشخص شده می داند که از درون آن، برنامه عملیاتی بیرون می آید، درحالی که تفکر راهبردی را فرایندی ترکیبی از شم و خلاقیت می داند که خروجی آن دیدی جامع درباره سازمان است و هر یک از این اصطلاحات به مرحله ای متفاوت در فرایند توسعه و طراحی راهبرد توجه دارند.

براساس تعریف مینتزبرگ، در «مکتب یادگیری» راهبرد زمانی ظهور می کند که از طریق «فرایندهای نامرتب یادگیری غیررسمی» توسعه می یابد. فردی که به شیوه راهبردی می اندیشد (برای توسعه راهبرد)، فعالیت های توسعه راهبرد را از قبیل بررسی، پرسش، مفهوم سازی و آزمون انجام می دهد.

اومی در کتاب معروف خود به نام تفکر یک استراتژیست اظهار می دارد تفکر راهبردی در سطح کل سازمان تعهد عمومی ایجاد می کند. منظور از این تفکر پیش بینی آینده نیست، بلکه تشخیص زودهنگام تغییرات بازار و مشاهده فرصت هایی است که دیگران نمی بینند. تفکر راهبردی مبنای چشمانداز سازمان است و راهبرد سازمان را در راستای آن پیش می برد.  گلدمن و کیسی(۲۰۱۰) پس از بررسی نوشتارها و پیشینه موجود، تفکر راهبردی را اینگونه تعریف می کنند: تفکر مفهومی، سیستم گرا، جهت دار و فرصت گرا که به راهبردهای سازمانی بدیع و خیال انگیز منجر می شود.

ادمین

حدود 6 سالی هست که در زمینه آموزش رشته مدیریت به صورت تخصصی فعالیت می کند و علاقه زیادی به کسب تجربه در زمینه بازاریابی اینترنتی و تجارت الکترونیک دارد، یک کارآفرین خستگی ناپذیر است و با انرژی حیرت انگیزی تمام قسمت های کالج مدیریت را توسعه می دهد، به سبک حرفه ای و انحصاری خود زندگی می کند و خط فکری خاصی را همیشه دنبال می کند، او رفتار هایی کاملا متفاوت نسبت به سایر مدیرانی که تا به حال دیده اید دارد...

نوشته های مشابه

نوآوری سازمانی

نوآوری سازمانی چیست؟ نوآوری سازمانی ، سازمانها برای بقاء خود در دنیای متلاطم و متغیر امروز به اندیشه های نو…