اینستاگرام کالج مدیریت را دنبال کنید
/ در مدیریت / توسط

مدیریت استراتژیک

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

مدیریت استراتژیک ، وقتی صحبت از آن است تنها بررسی چندین قانون و پیروی از آنها ملاک قرار نمی‌گیرد. مدیریت استراتژیک یک روند فلسفی برای مدیریت کسب و کار محسوب می‌شود. مدیران سطح بالا در ابتدا باید شرایط را به صورت استراتژیک بسنجند و بر اساس اندیشه‌های موجود تصمیم به انتخاب یک روند داشته باشند. روند مدیریتی استراتژیک سبب می‌شود که به بهترین نحو اجرا صورت بگیرد و همه افراد سازمان یا کسب و کار بررسی شود.

تعریف مدیریت استراتژیک چیست؟

یک تجزیه و تحلیل در خصوص مسایل مهم سازمان می باشد و توسط راهبران ارشد سازمان به نمایندگی از مالکان ، به منظور کنترل منابع در محیط‌ های خارج از سازمان گرفته می شود این فرایند شامل مشخص کردن ماموریت، چشم انداز، دارایی‌های سازمان و توسعه برنامه‌ها و سیاست های‌ سازمان که به همه فعالیت ‌هایی که برای رسیدن به آن خواهد شد نیاز است.

تعریف دیگر ارایه شده در باب مدیریت استراتژیک راهکارها و تصمیم هایی که قرار است به ما و سازمان ما کمک کند تا در مسیر موفقیت و دستیابی به اهداف حرکت کنیم یا در تعریف ساده تر کجا هستیم و قرار است به کجا برسیم. در این مسیر مدیریت استراتژیک ما را یاری خواهد کرد و موجب تعیین عملکرد بلندمدت یک شرکت است.

مدیریت استراتژیک شامل رصد محیطی (خارجی و داخلی)، تدوین اهداف بلندمدت، پیاده سازی، ارزیابی و کنترل استراتژی می باشد. بنابراین مطالعه مدیریت استراتژیک بر پایش و ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای خارجی در پرتو قوت ها و ضعیف های داخلی یک شرکت تأکید دارد. مدیریت استراتژیک در ابتدا سیاست کسب‌ و کار خوانده می‌شد. موضوعاتی که در آن مطرح می شود شامل برنامه ریزی استراتژیک، رصد محیطی و تجزیه و تحلیل صنعت می‌باشد.

روند مدیریت استراتژیک

تحلیل موقعیت

تحلیل موقعیت اولین گام در روند آن است که اطلاعات ضروری را برای ایجاد یک شرح مأموریت فراهم می‌کند. تحلیل موقعیت شامل: بررسی و ارزیابی بدنه‌ی سازمانی، محیط خارجی و محیط سازمانی می‌شود. این تحلیل ممکن است با چند روش انجام شود. مشاهده و برقراری ارتباط، دو روش بسیار مؤثر هستند.

برای شروع این روند، سازمان‌ها باید محیط داخلی شرکت را مشاهده کنند. این کار شامل موارد زیر است:

  • ارتباط متقابل کارکنان با یکدیگر
  • ارتباط متقابل کارکنان و مدیریت
  • ارتباط متقابل مدیران با یکدیگر
  • ارتباط متقابل مدیریت و سهام‌داران

به علاوه، بحث‌ها، مصاحبه‌ها و بررسی‌ها نیز برای تحلیل محیط داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

سازمان‌ها همچنین باید محیط خارجی را نیز تحلیل کنند که شامل بررسی مشتری‌ها، تأمین‌کننده‌ها، بستان‌کارها و رقبا می‌شود. در این زمینه چندین پرسش مطرح می‌شود که می‌تواند به تحلیل محیط خارجی کمک کند؛ از جمله:

  • ارتباط بین شرکت و مشتری‌ها چگونه است؟
  • ارتباط بین شرکت و تأمین‌کننده‌ها چگونه است؟
  • آیا شرکت با بستان‌کارها به توافقات مناسبی رسیده است؟
  • آیا شرکت برای افزایش ارزش کسب‌وکار برای سهام‌دارانش فعالانه تلاش می‌کند؟
  • رقبای شرکت چه کسانی هستند؟
  • رقبا نسبت به شرکت چه مزایایی دارند؟

فرمول‌بندی استراتژی

فرمول‌بندی استراتژی که شامل طراحی و تولید استراتژی‌های شرکت بوده، دومین گام در روند مدیریت استراتژیک است. تعیین نقاط قوت شرکت به فرمول‌بندی استراتژی‌ها کمک می‌کند. فرمول‌بندی استراتژی عموما به سه سطح سازمانی تقسیم می‌شود: عملیاتی، رقابتی و شرکت.

استراتژی‌های عملیاتی: کوتاه مدت هستند و با بخش‌های عملیاتی مختلف شرکت مانند منابع انسانی، مالی، بازاریابی و تولید در ارتباطند. این استراتژی‌ها مختص هر بخش هستند. برای نمونه، استراتژی‌های منابع انسانی با عمل استخدام و آموزش کارکنان و با هدف افزایش سرمایه‌ی انسانی در ارتباط هستند.

استراتژی‌های رقابتی: آنهایی هستند که مرتبط با روش‌های رقابت در کسب‌وکار یا صنعت خاصی هستند. شناخت رقبا به منظور فرمول‌بندی یک استراتژی رقابتی، لازم است. شرکت باید بداند رقیبانش چه کسانی هستند و چگونه عمل می‌کنند، همچنین باید نقاط قوت و ضعف رقبا را شناسایی کند. با این اطلاعات، شرکت می‌تواند یک استراتژی برای کسب مزایای رقابتی نسبت به رقبایش تدوین کند.

استراتژی‌های شرکت: بلندمدت هستند و به «تصمیم‌گیری درباره‌ی ترکیب کسب‌وکارها و جهت کلی سازمان» مربوط هستند. کار کردن به عنوان کسب‌وکاری منفرد یا به صورت کسب‌وکاری با چندین بخش‌ مختلف، هر دو بخشی از استراتژی شرکت است.

اجرای استراتژی

اجرای استراتژی به معنای عملی کردن استراتژی است. این کار شامل ایجاد گام‌ها، روش‌ها و رویه‌هایی برای اجرای استراتژی است. همچنین شامل تعیین این نکته می‌شود که ابتدا کدام استراتژی‌ها باید اجرایی شوند. استراتژی‌ها باید بر پایه‌ی جدیت مسائلِ متضمن آن ها اولویت‌بندی شوند. شرکت ابتدا باید روی بدترین مشکلات تمرکز کند و پس از رسیدگی به آن ها، به سراغ مسائل دیگر برود.

همان‌طور که استراتژی‌ها فرمول‌بندی می‌شوند، روش‌های اجرای استراتژی‌های مختلف نیز باید تعیین شود. شرکت باید در نظر داشته باشد که همزمان با اینکه استراتژی‌ها ایجاد می‌شوند، چگونه آن ها را عملی کند. برای نمونه، هنگامی که استراتژی منابع انسانی (که شامل آموزش کارکنان می‌شود) در حال شکل‌گیری است، باید مشخص شود که آموزش‌ها چگونه و چه زمانی باید انجام گیرند و هزینه‌ی آن ها چگونه تأمین می‌شود.

ارزیابی استراتژی

ارزیابی استراتژی یعنی بررسی چگونگی اجرای استراتژی و همچنین نتایج آن، که شامل تعیین این موارد می‌شود:

  • آیا ضرب‌الاجل‌ها قابل انجام هستند؟
  • آیا گام‌ها و روندهای اجرای آنها به درستی جواب می‌دهند؟
  • آیا نتایج مورد انتظار به دست آمده‌اند یا نه؟

اگر مشخص شود که ضرب‌الاجل‌ها انجام‌پذیر نیستند، روندها به خوبی جواب نمی‌دهند یا نتایج در راستای اهداف واقعی نیستند، آنگاه استراتژی باید اصلاح یا بازبینی شود.

هم مدیریت و هم کارکنان در ارزیابی استراتژی درگیر هستند. زیرا هر کدام از آنها می‌تواند استراتژی اجرایی را از دیدگاه متفاوتی مشاهده کنند. کارکنان ممکن است مشکلی را در گام خاصی از اجرای استراتژی تشخیص دهند که ممکن است مدیریت متوجه آن نشده باشد.

ارزیابی استراتژی باید شامل به چالش کشیدن استانداردها و جداول زمانی‌ای شود که دست‌یافتنی باشند. اگر دست‌یابی به استانداردها و جداول زمانی غیرممکن باشد، آنگاه انتظارات غیرواقعی هستند و استراتژی قطعا شکست خواهد خورد.

 

مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک – کالج مدیریت

مزایای مدیریت استراتژیک

مزیت رقابتی: مدیریت استراتژیک مزیت بیشتری به کسب و کارها نسبت به رقبا می دهد زیرا ویژگی فعال این روش سبب می شود سازمان همواره از تغییرات بازار آگاه باشد.

دستیابی به اهداف: مدیریت استراتژیک با استفاده از فرآیندها و روشهایی واضح و پویا برای تدوین و اجرای مراحل، دستیابی به اهداف را تحقق می بخشد.

رشد پایدار: از دیگر نتایج آن، بهبود عملکرد و کارآیی سازمان که در نتیجه رشد سازمان قابل کنترل و پیوسته خواهد بود.

انسجام سازمانی: مستلزم ایجاد ارتباط و اجرای هدف در سطح سازمان است و باعث می شود تمام اعضای سازمان در جهت رسیدن به اهداف مشترک تلاش کنند که در نتیجه یکپارچگی و انسجام سازمانی حاصل می شود.

افزایش آگاهی در مدیران: به معنای داشتن دید عمیق و نگاه به آینده شرکت است. اگر مدیران به طور مداوم در این راستا حرکت کنند، از روندها و چالش های صنعت آگاهی بیشتری به دست می آورند. با اجرای برنامه ریزی و تفکر استراتژیک، مدیران برای روبرو شدن با چالش های آینده آمادگی بیشتری خواهد داشت.

جمع‌بندی

مدیریت استراتژیک شامل یک تعریف دقیق می‌شود که به معنی تدوین برنامه است که بتواند در زمان و مکان مناسب عملی سازی شود و نتایج مطلوبی نیز داشته باشد. حرکت برای عمل یا رسیدن به هدف بررسی‌های دقیق‌تری دارد. استراتژی‌های یک برنامه جامع نیز وجود دارد که با جهت گیری‌های مخصوصی همراه هستند. رهنمودهایی نیز در این زمینه در راستای تخصیص منابع وجود دارد که برای رسیدن به اهداف بلند مدت دنبال می‌شوند.

استراتژی‌ها الگویی خاص است که روند تصمیم‌هایی را مشخص می‌سازد که برای سازمان‌ها در بخش بندی‌های متنوع وجود دارند و در نهایت یک سری نتایج دیده می‌شود که بین سازمان و بازار بررسی می‌شود و همینطور شامل عوامل محیطی است. مشخص است که این الگوها می‌تواند ساختار مخصوص به خود داشته باشد.

در تعریف استراتژی‌ها می‌بایست یک سری اهداف در نظر گرفته شود. نیاز است بررسی شود که می‌بایست بر روی چه بازارهایی تمرکز شود و چه صنایع و محصولاتی می‌بایست به صورت دقیق تمرکز شود. تهدیدهای محیطی در این زمینه بررسی شده‌اند.

نوشته های مشابه

بازاریابی مکان محور

بازاریابی مکان محور ، یک روش بازاریابی مستقیم است که با دستیابی به مکان مخاطبان اطلاعات و تبلیغات مرتبط با آن…