اینستاگرام کالج مدیریت را دنبال کنید
/ در استارت آپ / توسط
آخرین زمان ویرایش:

اکوسیستم استارت آپ

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

اکوسیستم استارت آپ ، با حضور سازمان ها، افراد و نهادهای مختلف در یک مکان (فیزیکی و یا مجازی)، به عنوان یک سیستم برای ایجاد شرکت های استارت آپ جدید و یا برای ایجاد تعادل به منظور حفظ و ارتقاء یک سیستم مشخص تعریف شده است.

این سازمان ها و نهادها می توانند دانشگاه ها، موسسات مالی، سازمان های پشتیبانی (انکوباتورها ، شتاب دهنده ها ، فضاهای همکاری و غیره) سازمان های تحقیقاتی، سازمان های ارائه دهنده خدمات (حقوقی ، خدمات مالی و غیره) و شرکت های بزرگ باشند. سازمان های مختلف معمولا بر روی بخش های خاصی از عملکرد اکوسیستم و یا شروع کار در مرحله توسعه خاص خود تمرکز می کنند.

اکوسیستم استارتاپی چیست؟

هر اکوسیستم یا زیست‌بوم متشکل از یک یا چند چرخه حیات است و هر کدام از این چرخه‌ها وابسته به عناصری هستند که با یکدیگر رشد می‌کنند و توسعه می‌یابند. برای مثال، یک موجود زنده برای ادامه حیاتش در یک اکوسیستم نیازمند مواد غذایی است و محیط نامطلوب ممکن است موجب نابودی‌اش شود. استارتاپ‌ها همچون موجودات زنده در یک اکوسیستم به تعامل با بازیگران آن و رشد جمعی نیازمندند و نمی‌توان اجزای یک اکوسیستم را مستقل از کل بررسی کرد.

روند پیدایش اکوسیستم‌های استارتاپی

اکوسیستم استارت آپ ، داستان پیدایش استارتاپ از جایی شروع شد که دولت‌ها متوجه شدند برای تولید علم پول زیادی را وارد دانشگاه‌ها می‌کنند، اما سرعت تولید این علم به قدری افزایش پیدا کرد که نمی‌دانستند با آن چه کنند! پس به فکر ایجاد سازوکاری افتادند که علم را از دانشگاه بگیرند و در زمان کوتاه، به وسیله‌ی این علم، دوباره پول تولید کنند. از سوی دیگر شرکت های بزرگ روز به روز نیاز به نوآوری را برای حفظ جایگاه خود در بازار بیشتر و بیشتر حس می کردند و تلاقی این دو اتفاق به ایجاد پارک علم و فن‌آوری منجر شد. شروع پیدایش این پارک‌ها به دهه ۵۰ میلادی بازمی‌گردد؛ معروف‌ترین پارک، پارک علم و فن‌آوری استنفورد است که به ایجاد دره سیلیکونی یا Sillicon valley انجامید.

در ابتدا مشتریان پارک‌های علم و فن‌آوری، مراکز تحقیق و توسعه شرکت‌های بزرگ بودند که در این محیط می‌توانستند از علم دانشگاه‌ها استفاده کنند و محصولاتشان را توسعه دهند. اما به مرور زمان دولت‌ها به این فکر افتادند که برای استفاده از علم در جهت نوآوری پولساز، نیازی به شرکت‌های بزرگ نیست و مراکز رشد از سال ۱۹۵۹ به وجود آمدند. اتفاقاتی نظیر ظهور فیسبوک از خوابگاه دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۰۴ و موفقیت دیگر مراکز رشد، باعث توجه بیشتر دانشگاه‌ها، دولت‌ها و همچنین سرمایه گذاران و دیگر شرکت‌های بخش خصوصی به این عرصه شد. پس مراکز رشد دانشگاهی و خصوصی نوین تشکیل شد؛ این مراکز سعی  کردند روند رشد را بهینه‌ کنند و به این ترتیب، اولین شتابدهنده در سال ۲۰۰۵ تحت عنوان Ycombinator ایجاد شد.  تا سال ۲۰۱۵، بیش از ۱۲۵۰ شتابدهنده و مرکز رشد در ایالات متحده به وجود آمد که یک سوم آن‌ها در فضای دانشگاهی قرار گرفته‌اند.

تعریف استارتاپ چیست؟- اکوسیستم استارت آپ

مفهوم استارت آپ در این فضا شکل گرفت. تیم‌های مستقلی که با استفاده از تکنولوژی‌های جدید، کسب و کارهای نوآورانه‌ای را پیاده سازی می‌کردند. برای تعریف استارتاپ لازم است رجوع کنیم به تعریف نوآوری.

نوآوری در لغت به معنی ایجاد راهکاری جدید برای رفع نیاز گروهی از افراد (مشتری) به گونه ای که آن ها حاضر به هزینه (پول، وقت و یا توجه) برای این راهکار جدید باشند. نکته قابل توجه در این تعریف، لغت “راهکار جدید” است و نه صرفا بهبود دادن راهکار قبلی. البته درست است که بین بهبود و ایجاد راه کاملا متفاوت خط مشخص و واضحی وجود ندارد. ولی به عنوان مثال ایجاد یک سوپر مارکت بهتر و مجهزتر، احتمالا نوآوری محسوب نمی‌شود. اما ایجاد راهکاری کاملا متفاوت برای مشتریان که بتوانند از طریق آن مایحتاج روزانه خود را تامین کنند، می‌تواند نوآوری باشد. (نکته قابل توجه: سوپر مارکت آنلاین دیگر نوآوری محسوب نمی‌شود!)

ویژگی قابل توجه دیگری که بعضا در تعریف استارتاپ از آن استفاده می‌شود، مفهوم عدم اطمینان و ریسک است. نوآوری به هر شکلی که انجام شود عدم اطمینان ذاتی دارد. چرا که طبق تعریف قرار است راهکاری ایجاد شود که تاکنون نبوده و داده تاریخی از آن وجود ندارد. البته روش‌های مختلف مطالعه مشتری می‌تواند ریسک آن را به شدت کاهش دهد، اما به هیچ عنوان حذف نمی‌شود. شرکت‌های بزرگ در دنیا با داشتن اطلاعات تاریخی بسیار از مشتریان خود و تیم تحقیق و توسعه مجرب، باز هم در محصولات و خدمات جدیدی که ایجاد می‌کنند با ۸۰-۹۰ درصد شکست روبرو می‌شوند.

ریسک بالای فعالیت استارتاپ‌ها نیاز به موجودیت‌هایی را ایجاب می‌کند که موسسین استارتاپ‌ها بتوانند ریسک کار خود را با آنها تقسیم کنند. در زیر به تعدادی از این موجودیت‌ها اشاره می‌کنیم. اما نکته دیگر آنست که نیاز جذب حمایت توسط استارتاپ، ویژگی دیگری را بهشان دیکته می‌کند. وقتی شرکت یا سرمایه‌گذاری حاضر می‌شود برای یک استارتاپ هزینه کند، به دنبال بازگشت پول خود یا نوعی از منفعت است. با توجه به ریسک بالای کار با استارتاپ‌ها انتظار می‌رود در صورت موفقیت، منفعت بالایی را برای سرمایه گذاران یا شرکایشان ایجاد کنند. از این رو گفته می‌شود استارت آپ باید توانایی رشد سریع (یا به عبارت دیگر: رشد نمایی) داشته باشد.

 

اکوسیستم استارت آپ

اکوسیستم استارت آپ – کالج مدیریت

موجودیت‌های حمایتی در اکوسیستم استارتاپی

– فضاهای کاری اشتراکی

در فضای کار اشتراکی شما می‌توانید به ازای پرداخت ماهیانه یک میزان پول (در حال حاضر حدود ۳۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان) صندلی و میز اجاره کنید که معمولا این میزان به ازای هر نفر است. برخی از فضای کارهای اشتراکی به ازای مبلغ بیشتر، اتاق اختصاصی به شما می دهند؛ با این حال معمولا میز کار شما یک میز ۴ تا ۶ نفره بین تعداد زیادی میز مشابه در یک فضای بزرگ است. مزیت فضای کار اشتراکی نسبت به اجاره دفتر خود، علاوه بر قیمت و دسترسی نامحدود به چای و وجود آشپزخانه و سرویس بهداشتی (که لازم نیست خودتان تمیز کنید)، این است که معمولا در این فضاها تیم‌ها می‌توانند به یکدیگر کمک کنند و برای هم هم‌افزایی داشته باشند. همچنین احتمال رفت و آمد افرادی که ممکن است ارتباط با آن ها برای تیم‌ها مفید باشد ممکن است.

– مراکز رشد

کارکرد این مراکز از بسیاری از جهات شبیه فضای کار اشتراکیست؛ با این تفاوت که خدمات ارائه‌شده محدودتر و البته قیمت آن نیز کمتر است. بسته به مرکز رشدی که در آن حضور دارید، ممکن است به مربیان با متخصص‌های مختلف نیز دسترسی داشته باشید.

– سرمایه‌گذاران فرشته- اکوسیستم استارت آپ

به افراد مهربانی که قاعدتا به چشم‌انداز و توانایی شما باور دارند و حاضرند به شما سرمایه دهند سرمایه‌گذاران فرشته یا Angel investor می‌گویند. در حالت ایده‌آل این افراد می‌توانند شبکه‌ای از افراد و شرکت‌های کاربردی را نیز به تیم انتقال دهند و یا دانش و تجربه خود را از بازار به استارتاپ تزریق کنند. البته سرمایه‌گذاران فرشته خطرات خاص خود را می‌توانند داشته باشند؛ برای همین لازم است تیم‌ها در همکاری با آن ها دقت کنند. نداشتن آشنایی کافی سرمایه‌گذار نسبت به فضای استارتاپی، داشتن انتظارات نامناسب از تیم، دخالت‌های نادرست در ساختار مدیریتی و جهت‌دهی به تیم از جمله این خطرهاست.

– صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر

این صندوق‌ها نیز کارکردی شبیه سرمایه‌گذاران فرشته دارند. با این تفاوت که قاعدتا اطمینان اطمینان بیشتری به شناخت آن ها نسبت به فضای استارتاپی می‌توان داشت. همچنین معمولا راهنمایی و کمک‌های آن ها ساختارمندتر و متمرکزتر است و احتمالا در مراحل جلوتری از رشد استارتاپ وارد می‌شوند. اما در هر صورت باید دقت داشت که هر سرمایه‌گذاری برای هر استارتاپی مناسب نیست.

– شتابدهنده‌ها

شتابدهنده‌ها به صورت کلی بین استارتاپ و سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد. سرمایه‌گذاران در هر مرحله‌ای حاضر به سرمایه گذاری نیستند و انتظاراتی دارند که بسیاری از مواقع برای موسسین استارتاپ‌ها شفاف نیست. شتابدهنده با شناخت سرمایه‌گذاران و دیگر شرکت‌هایی که ممکن است بخواهند با استارتاپ ها همکاری کنند، کمک می‌کند استارتاپ آماده جذب همکاری یا سرمایه شود. سپس در معرفی سرمایه‌گذاران و شرکت‌های مناسب و فرآیند پیشبرد مذاکرات به تیم ها کمک می‌کند.

ادمین

حدود 6 سالی هست که در زمینه آموزش رشته مدیریت به صورت تخصصی فعالیت می کند و علاقه زیادی به کسب تجربه در زمینه بازاریابی اینترنتی و تجارت الکترونیک دارد، یک کارآفرین خستگی ناپذیر است و با انرژی حیرت انگیزی تمام قسمت های کالج مدیریت را توسعه می دهد، به سبک حرفه ای و انحصاری خود زندگی می کند و خط فکری خاصی را همیشه دنبال می کند، او رفتار هایی کاملا متفاوت نسبت به سایر مدیرانی که تا به حال دیده اید دارد...

نوشته های مشابه

سیستم اتوماسیون اداری

سیستم اتوماسیون اداری ، یک سیستم اطلاعاتی مبتنی بر کامپیو‌تر است که وظیفه جمع‌آوری، ذخیره و توزیع مستندات، پیام‌های الکترونیک…

استراتژی دیجیتال مارکتینگ

استراتژی دیجیتال مارکتینگ ، مجموعه‌ای از اقدامات است که کسب‌وکارها برای موفقیت در برنامه‌ی بازاریابی خود در نظر می‌گیرند. این…