اینستاگرام کالج مدیریت را دنبال کنید
/ در بازاریابی / توسط

بازاریابی کارآفرینانه

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

بازاریابی کارآفرینانه ، یک ساختار تئوریک برای ایجاد ارتباط بین مفاهیم بازاریابی و کارآفرینی است که باوجود سابقه ۳۰ ساله از معرفی آن، کمتر مورد توجه محققین، شرکت‌های فناور و کارآفرینان قرار گرفته است. مفهوم کارآفرینی، مبتنی بر خلاقیت و تفکر غیرخطی است و از پیش‌بینی و برنامه‌ریزی دقیق اجتناب می‌کند و همین عامل، موجب شده است تا بازاریابی سنتی در شرکت‌های کارآفرین امروزی، آن‌چنان کارآ و مؤثر نباشد. بازاریابی کارآفرینانه، می‌تواند شکاف فوق را به خوبی پوشش داده و دیدگاه‌های مختلف بازاریابی، مدیریت و کارآفرینی را یکپارچه نماید. بر این اساس، در نوشتار حاضر به معرفی و تبیین مفهوم «EM» پرداخته و تاریخچه‌ای مختصر، از روند تغییر و تکامل آن بیان خواهیم نمود. علاوه بر این، تفاوت بین بازاریابی سنتی و بازاریابی کارآفرینانه و نیز، نقاط افتراق بین کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک، از منظر استراتژی‌های بازاریابی را مورد بررسی و تجزیه‌وتحلیل قرار خواهیم داد.

بازاریابی کارآفرینانه چیست؟

مفهومی است که از سطح اشتراک دو حوزه بازاریابی و کارآفرینی به وجود آمده است. یعنی حاصل توجه به اهمیت دو حوزه می باشد. اول نقشی است که بازاریابی در حوزه کارآفرینی دارد و برای کسب وکارهای کارآفرینانه موضوعی حیاتی می باشد دوم نقشی است که کارآفرینی در حوزه بازاریابی می تواند ایفا کند یعنی همان بحث نوآوری و روش های نو و خلاقانه در حوزه بازاریابی که موضوع بحث حوزه کارآفرینی می باشد. ایده اصلی ارتباط بازاریابی و کارآفرینی برای سالیان زیادی مورد بحث قرار گرفت. نویسندگان اولیه مانند موری (۱۹۸۱) و تایبجی و همکاران (۱۹۸۳) این دو رشته را با هم پیوند دادند. در دهه ۹۰ این دو رشته در دانشگاه های مختلف در سطوح مختلف مورد آموزش قرار گرفت و تحقیقات منتشر شده درباره بازاریابی کارآفرینانه بطور قابل توجهی رشد پیدا کرد.و بعد از آن نیز در کنفرانس های مختلف تعاریفی از این مفهوم ارائه شد. بعنوان مثال موریس و همکاران (۲۰۰۲) در یک تعریف جامع بازاریابی کارآفرینانه را بعنوان شناسایی و بهره برداری فعالانه از فرصت ها برای کسب و حفظ مشتریان سودآور از طریق رویکردهای نوآورانه به مدیریت ریسک، اهرم کردن منابع و ایجاد ارزش برای مشتریان تعریف کردند.

بازاریابی کارآفرینانه؛ یک استراتژی برای رسیدن به مزیت رقابتی

این مفهوم که هدف اولیه یک شرکت، بازگشت سود است، در دوره‌های کسب‌وکار، به صورت گسترده‌ای مورد تأکید قرار می‌گیرد. عملکرد برتر (سودآوری)، زمانی می‌تواند بهبود یابد که در رقابت با دیگر شرکت‌ها و بازیگران عرصه رقابت، مزیتی به همراه داشته باشد. بنابراین، بررسی مزیت، اقدامی بسیار حیاتی برای شرکت‌هایی است که می‌خواهند در بازار، متفاوت از دیگران باشند. به منظور حفظ این مزیت در مدت‌ زمان طولانی، شرکت‌ها باید اقدامات و فعالیت‌های خود را به صورت استراتژیک اتخاذ نمایند. بازاریابی استراتژیک، شامل تجزیه‌وتحلیل تعاملات سازمانی در بازار با «مصرف‌کننده، مشتری، رقبا و حوزه‌های خارجی دیگر» است که در تلفیق با مفهوم برنامه‌ریزی، می‌تواند مزیت‌های رقابتی پایداری را برای کسب‌وکار حاصل نماید.

بازاریابی استراتژیک هم، تا حدی به عملکرد بازاریابی (که در تمام کسب‌وکارها کمابیش وجود دارد) وابسته است. این فعالیت‌ها، شامل فرآیندهای پیاده‌سازی، فعالیت‌هایی که اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت را تضمین می‌کنند و هماهنگ کردن شایستگی‌های کلیدی با منابع در دسترس است. فرآیندهای فوق، اغلب بر منابع شرکت تکیه دارند و همین عامل، باعث می‌شود تا اگر منابع یک شرکت کمیاب و باارزش باشند، شرکت تصور نماید که دارای یک مزیت رقابتی شده است. این تصور، کاملاً اشتباه است، چرا که تنها در صورتی می‌تواند مزیت خود را در طول زمان حفظ کند که فرآیندی تعویض‌پذیر نبوده و تقلید از آن مشکل باشد.

بازاریابی کارآفرینانه

بازاریابی کارآفرینانه – کالج مدیریت

بازاریابی کارآفرینانه در بنگاه های نوپا

مطالعات تجربی در حوزه بازاریابی کارآفرینانه حاکی از آن است که بنگاه های کارآفرین در ۲ سال آغازین فعالیت خود از عوامل درون سازمانی منسجمی برخوردار نیستند و فعالیتها توسط شخص کارآفرین و حداکثر فردی در کنار او با کسوت مالی و حسابداری سازماندهی می شود و به همین ترتیب افرادی نیز که احیانا در این حوزه فعالیت می کنند عمدتا به صورت تجربی کارآزموده شده و سوابق علمی مرتبط ندارند. در این ایام با توجه به پیشینه تحصیلی و خانوادگی بنیانگذار کسب و کار به لحاظ عامل آمیخته بازاریابی بیشتر تاکید بر عامل کیفیت بوده و سایر عوامل جایگاه چندانی ندارند.
ارائه محصول جدید عمدتا بر مبنای توصیه دوستان و یا الگوبرداری از سایر کشورها ضمن سفرهای خارجی انجام می شود و در بسته بندی و رنگ بندی محصولات اغلب از حواس ۵ گانه مخاطبان (کودکان و بانوان) بهره برداری می شود. اینگونه بنگاه ها تحقیقات اصولی و نظام مندی در خصوص بازار و رفتار مصرف کننده ندارند و عمدتا بر اساس توصیه شبکه های اجتماعی (منظور شبکه اجتماعی حاصل حضور صاحب نظران و کارشناسان و افراد حرفه ای آن حوزه) به تولید و عرضه محصولی خاص و در بازاری خاص اقدام می نمایند و تا اندازه زیادی تحت تاثیر و حیات و نگرش کارآفرینان بانی خود قرار دارند و افق برنامه ریزی آنها کوتاه مدت است.

ویژگی های بازاریابی کارآفرینانه

یکی از ویژگی‌های بازاریابی کارآفرینانه، این است که شرکت‌های «EM»، می‌توانند بازارگرا یا کارآفرین‌گرا باشند. این موضوع، اجازه می‌دهد که شرکت‌های کارآفرین، با شرایط مختلف بازار، سازگار شده و بنا به شرایط بازار، از استراتژی‌های متفاوتی (بازارگرایی در محیط‌های باثبات و کارآفرین گرایی در محیط‌های ناپایدار) استفاده نمایند. شرکت‌های «EM»، بیشتر تمایل به داشتن رفتار محرک بازار دارند، تا این‌که بازار آن‌ها را تحریک کند. فرهنگ مبتنی بر فرصت در «EM»، باعث می‌شود تا این شرکت‌ها همیشه فرآیند سنتی «شناسایی، تشخیص، ادراک و تحقق» را دنبال نکنند. آن‌ها گاهی از استراتژی‌های انعطاف‌پذیر استفاده می‌کنند که برنامه‌ریزی نشده‌اند، اما در طول زمان، با محیط در حال تغییر، سازگار می‌شوند.

بازاریابی کارآفرینانه در مقابل بازاریابی سنتی

بازاریابی کارآفرینانه، در غیاب کارآفرین، وجود خارجی نخواهد داشت. برخلاف بازاریابی سنتی که منحصراً مشتری محور است، در «EM»، به مشتری و کارآفرین به یک اندازه اهمیت داده می‌شود. به عبارت بهتر، فرهنگ، استراتژی و فرآیندهای عملیاتی شرکت، تحت تأثیر دو مفهوم مشتری‌مداری و کارآفرینی است. مفهوم مشتری و مشتری‌مداری، تا حدی روشن است؛ اما کارآفرینی، به‌ویژه از منظر بازاریابی، چه معنایی دارد؟ پنج تفاوت اصلی میان روش فکری غیرکارآفرینانه (منطق پیش‌گویانه) و کارآفرینانه (منطق عملی) وجود دارد که در ادامه تشریح می‌گردد:

۱٫ چشم‌انداز آینده: این روش، برای منطق عملی، خلاق و پیش‌گویانه است. در مقابل، در منطق پیش‌گویانه، آینده را می‌توان بر مبنای روابط علت و معلولی پیش‌بینی نمود.

۲٫ مبنای تصمیم‌گیری: در منطق پیش‌گویانه، فرایند عملیات و اجرا، بر مبنای اهداف و در منطق عملی، توسط ابزارهای موجود تعیین می‌شوند.

۳٫ نگرش نسبت به ریسک: در منطق پیش‌گویانه، گزینه‌ها بر اساس بیشترین سوددهی انتخاب می‌شوند و در مقابل، در منطق عملی، گزینه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد کارآفرین با انتخاب خود، چقدر ضرر می‌کند.

۴٫ نگرش نسبت به محیط و رقبا: این نگرش، در منطق پیش‌گویانه، رقابتی و در منطق عملی، همکاری است.

۵٫ نگرش نسبت به احتمالات غیرمنتظره: این نگرش، در مورد منطق پیش‌گویانه، مبتنی بر اجتناب و پرهیز از هرگونه احتمال این‌چنینی است و در مقابل، منطق عملی، بر بهره‌گیری از آن‌ها به‌عنوان یک فرصت تأکید دارد. پیش‌بینی‌های درست، برنامه‌ریزی دقیق و تمرکز روی اهداف که مخصوص منطق پیش‌گویانه است، احتمالات را به‌عنوان موانعی می‌دانند که باید از آن‌ها اجتناب شود. اجتناب از پیش‌بینی، تفکر و تصور، تحول مستمر اهداف که مخصوص منطق عملی است، احتمالات را فرصت‌هایی برای خلق چیزهای جدید می‌دانند و بنابراین، از آن‌ها استقبال می‌شود.

ادمین

حدود 6 سالی هست که در زمینه آموزش رشته مدیریت به صورت تخصصی فعالیت می کند و علاقه زیادی به کسب تجربه در زمینه بازاریابی اینترنتی و تجارت الکترونیک دارد، یک کارآفرین خستگی ناپذیر است و با انرژی حیرت انگیزی تمام قسمت های کالج مدیریت را توسعه می دهد، به سبک حرفه ای و انحصاری خود زندگی می کند و خط فکری خاصی را همیشه دنبال می کند، او رفتار هایی کاملا متفاوت نسبت به سایر مدیرانی که تا به حال دیده اید دارد...

نوشته های مشابه

تاب آوری

تاب آوری چیست؟ تاب آوری ، ظرفیتی برای مقاومت در برابر استرس و فاجعه است. روانشناسان همیشه سعی کرده اند…

ارزش ویژه برند

ارزش ویژه برند ، یا ارزش ویژه نام تجاری، دارایی نامشهود است که در ترازنامه شرکت قید نمی‌گردد. این دارایی،…