اینستاگرام کالج مدیریت را دنبال کنید
/ در مدیریت / توسط
آخرین زمان ویرایش:

انگیزش کارکنان

زمان مطالعه: ۷ دقیقه

مفهوم انگیزش کارکنان

انگیزش کارکنان یکی از مسائل کلیدی بوده که بی شک نقش تعیین کننده ای در ابعاد مختلف سازمانی دارد و سازمانها برای نیل به اهداف بلند مدت و دوام در دنیای رقابتی تجارت امروزی موظف به ایجاد انگیزش در افراد سازمان هستند. انگیزش به طور کلی به سه عامل نیازها، برانگیختن ها و مشوق ها دسته بندی می گردد که بر اساس این دسته بندی ها میتوان با توجه به هر یک از عوامل تعیین کننده آن روش هایی برای ایجاد انگیزش کارکنان در سازمانها به کار گرفت.

ویژگی انگیزه ها

به طور کلی شرایط ایجاد کننده انگیزه ها در نحوه بروز آن اثر دارد، از طرف دیگر وجود انگیزه در آدمی ایجاد نیرو می کند. دلایل فیزیولوژیکی–روانی در ایجاد انگیزه کاملاً مؤثرند، بنابراین برای مطالعه انگیزه، سه عمل عمده یعنی:

  • شرایط ایجاد کننده انگیزه
  • نتایج رفتاری حاصل از انگیزه
  • اساس و پایه های فیزیولوژیک انگیزه

 

اصول ۸ گانه انگیزش کارکنان در سازمان ها

انگیزش کارکنان

انگیزش کارکنان – کالج مدیریت

اصل ۵: به کارکنان امکان دهید از بین خود (( کارمند نمونه )) را شخصاً انتخاب کنند.

یکی از عوامل انگیزش دهنده این است که عملکرد خوب کارکنان توسط همکارانشان شناسایی و مورد تآیید قرار گیرد. وقتی کارکنان، یکی از همکاران خود را نامزد جایزۀ (( کارمند نمونه )) کنند تا نشان دهند که وی چقدر از ایده های خلاق برخوردار است و یا چقدر توانسته است صرفه جویی نماید و یا چقدر نوآوری داشته است، یک نوع رقابت در بین کارکنان به وجود خواهد آمد که در نتیجه هر کس برای (( نمونه شدن )) تلاش خواهد کرد و به تبع آن رفتار مناسبی هم با همکارانش خواهد داشت و چون فرد نمونه مورد تآیید همکارانش قرار گرفته است، از انگیزش فزاینده ای برخوردار خواهد شد.

 

اصل ۶: اگر مدیران به نحوۀ انگیزش دهی کارکنان بی توجهی کنند، آنها را از دست خواهند داد.

مدیران ، اغلب آنقدر مشغول فعالیت های خود هستند که فراموش می کنند که انگیزش و شناسایی کارکنان چقدر اهمیت دارد و بدین ترتیب موجب می شوند تا انگیزش کارکنان به تدریج رو به کاهش بگذارد و روحیۀ آنان تنزل یابد. در این حال مدیران برای جبران فرصت از دست رفته نیاز دارند چند برابر تلاش کنند.

 

اصل ۷: حمایت از رفتار پسندیده را باید به صورت متناوب ادامه داد .

” تئوری حمایت ” می گوید که : نباید انتظار داشت که کارکنان به صورت یک باره و بی درنگ به رفتار پسندیده دست یابند؛ برای آنکه یک رفتار خوب به شکل عادت درآید، باید به صورت متناوب مورد تقویت و حمایت قرار گیرد؛ بدین معنی که مدیر نباید فراموش کند که رفتار مورد نظر او، موقعی در شرکت رواج می یابد و ساری می شود که با تأکید، مورد حمایت او قرار گیرد.

 

اصل ۸: هرچه مدیر بیشتر به کارکنانش کمک کند تا مهارت های قابل عرضه شان را توسعه دهند، احتمال زیادتری وجود دارد که آنها به شرکت وفادار بمانند .

وقتی مدیر زمینه ای را فراهم می سازد تا کارکنانش مطالب و مهارت های مختلف را یاد بگیرند و رشد کنند، آنها محتملاً بیشتر می خواهند که در آن شرکت بمانند و آن شرکت را بر دیگر شرکت ها ترجیح خواهند داد، زیرا آنها احساس خواهند کرد که در مکانی کار می کنند که به طور ویژه به آنها توجه دارند. اگر یک مدیر شرایطی فراهم نکند تا کارکنانش مهارت های جدیدی کسب کنند و برای پنج سال آینده آنها برنامه ریزی رشد و ارتقا نداشته باشد و اصولاً چشم انداز آینده را برای آنها ترسیم نکند، نمی تواند بر روزی همکاری دراز مدت آنها حساب کند و قریب به یقین چنانچه آنها پیشنهاد بهتری دریافت کنند، آن شرکت را ترک خواهند کرد.

اهمیت انگیزش در سازمان

اهمیت انگیزش در سازمان ها را به طور کلی میتوان به موارد زیر دسته بندی کرد

توانمند سازی سازمانها

توانمندسازی که عبارت است از آزاد کردن نیروهای درونی افراد برای کسب دستاوردهای شگفت انگیز یک راهبرد توسعه و شکوفایی سازمانی است. تجربه ثابت کرده است اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند به عبارت دیگر توانمند گردد باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و باانگیزه بالا برخوردار باشد. لذا انگیزه بالا در کارکنان نقش بسزایی در توانمند سازی آنها دارد.

ماندگاری و رضایتمندی کارکنان

در بحث ماندگاری و رضایت­مندی، تکیه بر انگیزش کارکنان از هر عاملی مهمتر است. ماندگاری نتیجه­ی نگهداری نیروی انسانی است و انگیزش و توانمندسازی نیروها خود به خود به ماندگاری نیروی انسانی منتهی می­ شود. با توجه به اینکه شرکت ها تمایل به جذب نیروهای متخصص و نگه داری آنها دارند در اهمیت انگیزش باید اشاره کرد که تأثیر عوامل انگیزشی در ماندگاری موثر کارکنان با مدارج تحصیلی بالاتر بیشتر است.

خلاقیت

مدیران می توانند هر سه مولفه خلاقیت یعنی تخصص، مهارت های تفکر خلاق و انگیزش را تحت تاثیر قرار دهند.اما واقعیت آن است که تاثیر گزاری بر دو مولفه اول بسیار دشوارتر و وقت گیرتر است. انگیزش درونی را می توان حتی با تغییرات جزئی در محیط سازمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد. کارکنانی که بر فعالیت خود کنترل درونی داشته باشند، احساس می‌کنند که از طریق توانایی‌ها، مهارت‌ها و کوشش‌های خود بر نتایج مربوط به کار خود مژثرند، از اینرو احتمال خلاقیت و نوآوری در آنها افزایش می‌یابد، درحالیکه تصور کنترل خارجی بر آنها، احساس عدم نفوذ بر کار و نتیجه آن، عدم توانایی انجام فعالیت‌ها و کاهش انگیزش آنان را سبب می‌شود.

جلب رضایت مشتریان

کارکنانی که انگیزه بالاتری دارند امور محوله را بهتر انجام داده و در نتیجه سبب جلب رضایت مندی ارباب رجوع می شود.

نوشته های مشابه

ساختار سازمانی

ساختار سازمانی ساختار سازمانی روشی است که یک سازمان برای نظم دادن به افراد و کارها در پیش می‌گیرد تا…

نوآوری

تعریف نوآوری نوآوری بوسیله پژوهشگران رشته‌های مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است و از دیدگاه‌های مختلف تعریف شده است و…